سفر به جزیره کیش از زبان یک گردشگر خارجی

سفر به کیش

جزیره کیش، ایران

خیلی از زوج‌های ایرانی برای ماه‌عسل خود ، تور کیش را انتخاب می‌کنند . سفر به جزیره کوچک شنی در سواحل جنوب ایران سفری دلنشین و جذاب می باشد.

اما دلیل من برای سفر به جزیره کیش، تجربه مهمان‌نوازی و فرهنگ غنی ایرانی بود که همه جا زبانزد خاص و عام است.

جزیره زیبای کیش تا دبی با هواپیما 45 دقیقه فاصله دارد و همانجا به محض ورود برای گردشگران خارجی ویزا صادر می‌شود. این جزیره قبل از انقلاب ۵۷، مقصد مراسم سلطنتی و پذیرای مهمان‌های شاه ایران بوده است ، اما پس از انقلاب تغییراتی در آن ایجاد شده و درحال حاضر خانواده‌های ایرانی برای گذراندن تعطیلات خود و لذت بردن از آفتاب گرم این منطقه ، به کیش می‌آیند.

گفته می‌شود در جزیره کیش به اندازه بقیه ایران سخت‌گیری‌ نمی‌شود. درحالی که یک شلوار کوتاه تا زانو و یک تی‌شرت پولو تنم بود، برای خوردن صبحانه به رستوران هتل رفتم. خانم جوانی که به مهمانان خوشامدگویی می‌کرد سرش را تکان داد. انگلیسی صحبت نمی‌کرد، که در ایران خیلی جای تعجب ندارد ، اما پیام کاملا روشن بود. من هم مثل یک بچه مدرسه‌ای شیطان به اتاقم برگشتم تا شلوار بلند بپوشم.

علی‌رغم هوای گرم و مرطوب جزیره کیش ، با همان شلواری که پایم بود در اطراف جزیره دوچرخه‌سواری کردم. دورتادور این جزیره کوچک یک مسیر چرخه‌ای با جایگاه‌هایی برای کرایه دوچرخه وجود دارد.

سفر-به-کیش

پیش از این تصورات زیادی در مورد جزیره کیش نداشتم، اما با دیدن آب‌های پر زرق ‌وبرق فیروزه‌ای درجا خشکم زد. خطوط ساحلی خلوت یا سنگی و صخره‌ای بودند به شکل وسوسه‌انگیزی به سمت دریا سرازیر شده بودند و یا با شن‌های سفید و نرم پوشیده شده بودند.

اولین توقف من در مسیر، خرابه‌های شهر باستانی حریره بود. از این شهر باستانی که زمانی یک بندر پر رفت‌ وآمد در حدود قرن هشتم میلادی بوده، و قدمت آثاری که در آن یافت‌شده حتی به قرن اول میلادی هم می‌رسد، فقط یک خانه‌ی ویرانه و دیوارهای بازسازی‌نشده لب ساحل باقی مانده است.

دیدن ویرانه ها خیلی خوشایند نبود اما توقفی که برای استراحت کردم چسبید. شنیده بودم که ایرانی‌ها عاشق باربیکیو و کباب درست کردن هستند. زیر سایه درخت‌هایی که در همان نزدیکی بود، یک پسر محلی در یک ردیف مرتب، مشغول باد زدن کباب‌های وسوسه‌انگیز بر روی زغال‌های داغ بودند.

به دوچرخه‌سواری ادامه دادم و به گوشه‌ی غربی جزیره رسیدم که مشخصه آن پرچم بزرگی بود که با افتخار به احتزاز درآمده بود و کلبه هور، دماغه‌ی بسیار بزرگ و دلهره‌آور فلزی در دریا که با یک چراغ روشن شده بود.

کمی دورتر، یکی از عجیب‌ترین مناظر جزیره وجود داشت. یک کشتی محموله‌ بار زنگ زده یونانی.
حادثه‌ای که در دهه 1960 میلادی افتاد. لاشه آهنی و وهم‌آور کشتی که گذشته تاریخی مشخصی ندارد. با این حال، کسانی که به جزیره کیش می‌آیند حتما یک سلفی با آن می‌گیرند. البته به من گفته شد که موقع غروب خورشید برگردم، چراکه منظره‌ خیلی عاشقانه می‌شود. البته برای من مهم نبود و به رکاب زدن ادامه دادم.

به گشت‌وگذار در طول ساحل جنوبی ادامه دادم و از تماشای سواحل زیبا لذت ‌بردم و البته باربیکیوهایی که همه جا بودند این لذت را دوچندان کرده بودند. وقتی به انتهای شرقی رسیدم، جمعیت هم بیشتر شد . پارک آبی کیش و پارک دلفین‌ها هم شلوغ‌ بود.

در ساحل و در دریا فقط آقایان و بچه‌ها بودند که آنها هم فقط شورت‌های تا زانو پوشیده بودند. ظاهرا خانم‌ها تمایل چندانی برای رفتن به آب ندارند، شاید به خاطر این است که باید حجاب خود را حفظ کنند. البته یک ساحل اختصاصی برای خانم‌ها هم وجود دارد که می‌توانند آنجا هرچه می خواهند بپوشند.

سفر-به-کیش

مقصد نهایی دوچرخه سواری‌ام ، هتل بزرگ داریوش بود. چندین مجسمه بزرگ در انتهای اسکله کوتاه و یا در ساحل وجود داشت. کنجکاو شده بودم که آنها را چه کسی ساخته و یا نماد چه هستند.

البته این سرمایه‌گذاری در هنر اینستالیشن و مجسمه فقط به ساحل این هتل ختم می‌شود و جاهای دیگر خبری از آنها نبود. در حالی که دور از ساحل، جرثقیل‌ها و ساختمان‌های نیمه کاره‌ی زیادی بود که همانطور رها شده و بسیار خطرناک بودند.

خانواده‌ها در جزیره کیش دیر و حدود ساعت ۱۰ شب شام می‌خورند. اما من بعد از دوچرخه‌سواری پنج ساعته گرسنه‌ام بود و ساعت ۸ به یک رستوران کاملا خالی که باز بودنش در آن موقع از روز برای محلی‌ها جای تعجب بود رفتم تا شام بخورم. ماهی کبابی، یک عالمه برنج زیاد، سبزیجات عجیب و غریب با یک لیوان شربت لیمو با چند برگ نعناع شام من را تشکیل می داد. البته، مصرف مشروبات الکلی در جزیره ممنوع است.

صبح روز دوم و آخرین روز اقامت من در جزیره کیش ، به کاوش در کاریز گذشت. شبکه‌ای از آب‌های طبیعی زیرزمینی که برای هزاران سال آب سالم ساکنان جزیره را فراهم می‌کرده است. گفته شده است که کشتی‌ها برای سفرهای طولانی خود به این جزیره می‌آمده‌اند تا آب تصفیه شده ذخیره کنند.

تونل‌ها دوباره بازسازی شده‌اند و راحت می‌توان در آنها راه رفت. بخش‌هایی از تونل را با چراغ‌های رنگی روشن کرده بودند، اما عملا چیز دیگری وجود نداشت، نکته برجسته آن کافی‌شاپی بود که دم در خروجی بود.

گذراندن بعد از ظهر سرگردان در داخل جزیره به من ثابت کرد که حتی جزیره کیش هم، جدا از ساحل، مثل بقیه شهرها یک شهر کاملا معمولی و بتنی است. وجود بازارها و مراکز خرید فراوان در کیش به این دلیل است که جزیره کیش یک منطقه آزاد تجاری است. موقعیتی که برای گردشگران ایرانی یک مزیت مهم است و برای سلیقه‌های غربی خیلی جالب و دیدنی است.

اواخر بعد از ظهر، به یک آلاچیق کوچک روبه دریا رفتم و زیر آفتاب گرم مشغول کتاب خواندن و تماشای دریای آرام و فیروزه‌ای رنگ شدم. خانواده‌های زیادی پیاده با با دوچرخه‌های کرایه‌ای از کنارم رد می‌شدند.

به عنوان برنامه آخر، مثل محلی‌ها ساعت ۱۰ در رستوران میرمهنا شام خوردم. پیشخدمت مثل یک آشنای قدیمی به من خوشامد گفت و میزی را به من نشان داد که انگار جای همیشگی‌ام بوده است. علاوه بر تمام چیزهایی که روی میزم قرار داشت، یک پرچم کوچک بریتانیا هم روی میز بود. متوجه شدم که مجموعه‌ای از پرچم‌های همه کشورها را داشتند.

در حین لذت بردن از گروه موسیقی زنده، برای شام «فیله شیرماهی» محلی سفارش دادم. که خیلی خوشمزه و بزرگ بود. تا ساعت ۱۱، خانواده‌ها با بچه‌هایشان از هر سنی کم کم پیداشان شد و رستوران را پر کردند و مشغول غذا خوردن، گپ زدن و دست زدن با موسیقی زنده شدند. ساعت ۱۲ شب با خوشامدگی گرم پیشخدمت رستوران را ترک کردم.

صبح روز بعد با بلند شدن هواپیما، با کیش، دریای فیروزه‌ای و سواحل مرجانی‌اش که از بالا مشخص بود وداع کردم. و مثل هر گردشگر دیگری که به جزیره می‌آید از این نارحت شدم که نتوانستم وقت بیشتری را به شنا و ورزش‌های دریای اختصاص بدهم.

جزیره کیش ، یک جزیره اقواکننده است. بازدیدکننده‌ها را با غذا و مهمان‌نوازی شگفت‌انگیز ایرانی، تاریخ باستانی، شنا و ورزش‌های دریای و مناظر خیره‌کننده جذب می کند و البته هشدار هم می‌دهد که ایران به راحتی تسلیم نخواهد شد و قوانینی وجود دارد که باید دنبال شوند.

و همه اینها به این معنی است که بدم نمی‌آید یکبار دیگر شانسم را امتحان کنم و برای سفر به ایران و جزیره کیش ، باز برگردم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *